"وای به حال مملکتی که من بزرگترین نویسنده‌اش باشم" (صادق هدایت/کتاب آشنایی با صادق هدایت/ص136)

هدایت اگر برحه ای از عمرش را نمی توانست با دختران و زنان رابطهٔ نامشروع داشته باشد ، علتش را چنین بیان می کند :

فرزانه ، نوچهٔ‌ هدایت ، در کتاب آشنایی با صادق‌هدایت ، صفحهٔ‌ 49 ، محاوره‌ای از خودش و هدایت نقل می کند :

" - شما ضد زن و زنها نیستید ؟

- فکر می کردی میزوژینم (mysogyne) ؟

- نه . همان طور که گفتم رفقایم غیبت می کنند .

- نه خیر . بنده نه دوست هستم و نه دشمن . هر کس جای خودش را دارد . ولی اگر منظورت این است که چرا خانم بازی نمی کنم ، علت جای دیگر است . اولندش کو دختر تر و تمیز و تو دل برو که بخواهد با من مغازله بکند ؟ نه ماشین سواری آمریکائی دارم ، نه برو رو و دم و دستگاه . اگر هم قرار باشد که بروم با لگوریها خاک توی سری بکنم ، نصیب نشود .

- یک سؤال دیگر هم داشتم .

- معطل نشو ... بفرمائید !

- عقیدهٔ شما راجع به هوموسکسوئالیته چیست ؟ چه فکر می کنید ؟

- بنده چه فکر می کنم ؟ از شکسپیر گرفته تا خواجه ... همه شان این کاره بوده اند . حیوانات هم این کاره اند . سگ ، خر ... طبیعت اینجوری است . گیرم در اینجا جلو سر و همسر مرد حساب بشوند . خودشان را میزنند به بچه بازی . selection naturelle غير از عشق است . برای مردهای اینجا بنداز ، مردی حساب می شود . هیچ لاتی نیست که ادعای بچه بازی نکند . viol مي كنند ، اسمش را می گذارند نظر بازی . آنوقت آنهائیشان که بیولوژیکمان biologiquement  این کاره اند ، جا نماز آب مي كشند .حال اینکه نظر بازی همیشه رواج داشته . زیبائی پسندیدن ربطی به زن و مرد بودن ندارد . آدم قشنگ ، قشنگ است ..."

+ نوشته شده در  جمعه 15 شهریور1387ساعت 5:7 PM  توسط یاسین  |